
حالی در احوال من نیستخرابم امروزثانیه ها در انتظار تلف میشوندو مندر حوالی تشویش نبودنتهزاران بار جان میدهم……….جدا که شدیم هر دو به یک احسا س رسیدیمتو به”فراغت”من به “فراقت” یک حرف تفاوت که مهم نیستهست؟؟؟…….. شایدهایم هدیه به تواندک بودنش را خرده مگیراین تمام سهم من اززندگیست…….. داور قلبمنه سوت داردنه کارت قرمزراحت باش xa0سکوت میکنماینبار هم سکوت میکنم…….. xa0 همیشه دلتنگی به خاطرنبودن کسی نیستگاهی به علت حضور کسیدر کنارت هستکه حواسش به تو نیست……. کودک درونم هر چقدر بازیگوش باشدبا احساس کسی باز...
ادامه مطلب
…هر چقدر می شمارم خوابم نمی بردمن این ستاره های خیالی راکه از سقف اتاقمتا بینهایت خاطرات تو جاری است ...یادش بخیروقتی بودینیازی به شمردن ستاره ها نبوداصلا یادم نیستستاره ای بود یا نبودهر چه بود شیرین بودحتی بی خوابی بدون شمردن ستاره ها… نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 17:10 توسط ...| |...
ادامه مطلب
اردیبهشت تو-11 می گـــــــم خـــداحافظکه تـــو چشم تـَـــــــــر کنی و بگـــــــــی:کجــا؟مگه دست خودته این اومــدن و رفتــــن ؟ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 14:19 توسط ...| | ...
ادامه مطلب
امشـب، همیــــטּ حَـوالــــ‗__‗ــــــےزلـــ‗__‗ــــزله ای رُخ داد …حـالا همـه حـالـَمــ را می پـُرسند !!!بـی خـبـر از اینـ ـکـه ” مــَـــ‗__‗ــטּ” بـه ایــטּ لـرزیـدنـهـاxa0مدت هاست کـه عـادتـــ کـَرده امـــ…بـه لـرزشـهای شـَدیــ‗__‗ــدِ شـانه هایـَمــــو تـَـرَکــ ــهای عمــیــقِ قــلــبــمـــ…امـّــ‗__‗ـــا هنـوز ” خـــوبَـــمـــ” !!! xa0 نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 9:57 توسط ...| |...
ادامه مطلب
همیشه صدایی بود که مرا آرام میکرد، دستهایی بود که دستهای سردم را گرم میکرد همیشه قلبی بود که مرا امیدوارم میکرد، چشمهایی بود که عاشقانه مرا نگاه میکرد xa0 همیشه کسی بود که در کنارم قدم میزد ، احساسی بود که مرا درک میکرد حالا من و مانده ام یک دنیای پوچ ، نه صداییست که مرا آرام کند و نه طبیبیست که مرا درمان کند نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 21:41 توسط ...| |...
ادامه مطلب
وقتی که دیگر نبودمن به بودنش نیازمند شدموقتی که دیگر رفتمن به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بداردمن او را دوست داشتموقتی که او تمام کردمن شروع کردموقتی که او تمام شدمن آغاز کردمچه سخت است تنها متولد شدنمثل تنها زندگی کردن استمثل تنها مردن xa0 نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 15:37 توسط ...| |...
ادامه مطلب
یــه وقتــایــی دوس داری هـیـچ کســی رو نـبـیـنــیتــنـها بــاشـیهـــی اشـک بــریــزیکـسـی هــی بـهــت نـگـــه چــی شــده ؟ نــفـس عـمیــق بــکـشــیآه بــلنــد بـکــشـیتــنـها بــاشـیتــنـهـای تــنــهـا !!!دیـشـب از خــدا خــواستــم ... xa0 بعضی وقتها خیلی تنها می شم … غمگین می شم … دلم تنگ می شه … واسه همه چی…واسه همهxa0چیزایی که توی ذهنم ودلم بودند… یه وقتهایی کم می یارم با همه قدرتی که دارم کم میارم … دلم میخواد گریه کنم اما قدرتش رو ندارم… تموم صورتم درد می گیره … اما فقط چند تا قطره اشک … ...
ادامه مطلب
گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم : من رفتم ؛ باهات قهرم ؛ دیگه تموم ؛ دیگه دوستت ندارم …! و چقدر دلم میخواهد بشنوم : کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری … مگه دست خودته؟ رفتن که به این راحتی نیست ! اما … نمیدانم چه حکمتی است که همیشه اینجور وقتها میشنم : به جهنم … !!! xa0 نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 10:17 توسط ...| |...
ادامه مطلب